تولد...
ســــــلام این اپم با اینای قبلی فرق داره.....![]()
آخه امروز ســــالگرد وبلاگمه ازهــــــمه مـــــهم تر تولدمه![]()
تولدتولد تولدم مبارک.............![]()

تولـــــــــد تولــــــــــد.........
تولـــــــــدم مــــــــــبارک 
مــــــــــبارک...
مــــــــــــبارک...
تولــــــــــدم مــــــــــــــبارک
تولــــــــدم مـــــــــــبارک 



***تولـــــــــــــــــــــــــــدم مـــــــــــــــــــــــــــبـــــــــارك****

تك سـتاره قلبم ***حســن جون*** خيلــــي خيلــــــي دوســـتت دارم

تنها
آرزوهاتو يه جا ياداشت كن و يكي به يكي از خدابخواه خدا يادش نميره
ولي تو يادت ميره كه چيزي كه امروز داري ديروز آرزوشوكردي

يادم باشد:
حرفي نزنم كه دلي بلرزد و خطي ننويسم كه كسي را آزار دهد
يادم باشد:
كه روزو روزگار خوش است و تنها دل من است كه دل نيست
يادم باشد:
جواب كينه را كمترازمهروجواب دورنگي راباكمترازصداقت ندهم
يادم باشد:
بايد دربرابرفريادهاسكوت كنم و براي سياهي ها نوربپاشم
يادم باشد:
ازچشمه درس خروش بگيريم واز آسمان درس پاك زيستن
يادم باشد:
سنگ خيلي تنهاست بايد با او هم لطيف رفتاركنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد:
براي درس گرفتن ودرس دادن به دنياآمده ام نه براي تكراراشتباهات گذشته
يادم باشد:
هرگاه ارزش زندگي يادم رفت درچشمان حيوان بي زباني كه به سوي
قربانگاه ميرود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد:
مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي كه ازسازش عشق
مي بارد به اسرار عشق پي بردو زنده شد
يادم باشد:
هيچ گاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم
يادمان باشد هيچ گاه از راستي نترسيم

حسـن جون عيدت مبارك اميدوارم هميشـه شاد باشي

دل من یه روز به دریا زد و رفـــت…
پشــت پا به رسم دنیا زد و رفــت…
زنده ها خیلی براش کهـــنه بودن…
خودشو تو مرده ها جا زد و رفــت…
هوای تازه دلش می خواســت ولی…
آخــــرش تو غبارا زد و رفـــت…
دنبال کلید خوشــبختی می گشت…
خودشـــم قفلی رو قفلا زد و رفــــــت... 

بنازم غيرت غم را كه دمي نگذاشت تنهايم
برايم همدمي اورد و با خود همم ديگري را
زبس از غم و وفا ديدم شدم شرمنده ان غم
خدايا خجلت غم هم برايم شد غمي ديگر

اگه اين روزا حـس كردي توي قلبـت بجاي صداي"تاپ تاپ "
صداي اره و تيشــه ميـاد نـترس! مريض نشـدي من دارم توي
دلـت واسه خودم يك كلبه مي سـازم

پشت درهاهزاران نفر ایستاده و می خندند
ولبخند تو هزاران بار در ذهن من تکرار می شود.
عطرت با آن آهنگ همیشگی هر بار در ذهن من می پیچد.
بدون صدای نفسهایت تمام آهنگها یک نت کم دارند .

تو به من خندیدی
![]()
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زد و از دست تو افتاد به خاک
و هنوز سالهاست
رفتن گام تو آرام آرام می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت
چه میشد اگر دل آشفته من به شهر چشم تو عادت نمی کرد
پرستوی نگاهت ناگهان از دل آشفته ام هجرت نمی کرد
چه میشد اولین روز جدایی برایم تا قیامت شب نمی شد
وجود پاک و سرشار از امیدت گرفتار سکوت و شب نمی شد

هر وقت دل تنگ ميشم پشت در قلبت هي در مي زنم ، پس هر وقت
قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده حسن جان خیلی دوستت دارم 
حســــن جـان دوســتت دارم به ۲۱ زبان دنیــا :

![]()
![]()


فارسي : دوستت دارم
ايتاليايي : Ti Amo
آلماني : Ich Liebe Dich
تركيه اي : Seni Seviyurum
فرانسوي : Je t'Aime
اسپانيايي : Te Quiero
هندي Mai Tumase Pyre Karati Hun :
عربي Ana Behibak:
ژاپني : Kimi O Ai Shiteru
يوگوسلاوي : Ya Te Volim
كره اي Nanun Tangshinul Sarang Hamnida :
روسيه اي : Te Iu Besc
ويتنامي Em Ye^u Anh:
اكرايني : Ja Tebe KoKHAju
تونسي : Ha Eh Bak
سوئيسي : Ch'Ha Di Ga"Rn
سوئدي : Jag A"Iskar Dig
آفريقايي Ek Het Jou Liefe :
انگليسي I Love You :

كاش
مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشـــت
كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت
كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواســـــت
كاش مي شـــد اشتباه هرگز نبودش در جهان
داســتان زندگاني بي غلط حتي نوشــــت
كاش دلها از ازل مهمور حســــــرتها نبود
كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشــت
صبر کن عشق زمین گیر شـــــود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شــــود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض به خدا می شــکند
صبر کن گریــه به زنجیر شــــود بعد برو
چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم
رو فهميد و چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد

دسـتم بوی گل ميداد من رو به جرم گل چيـــدن گرفــتند و
محاکمه کردند ولی کسی فکر نکرد شايد من گل کاشته باشم

بیا
بیا در کوچه باغ شهر احساس شکست لاله راجدی بگیریم
اگر نیلوفری دیدیم زخمی برای قلب پردردش بمیریم
بیا در کوچه های تنگ غربت برای هرغریبی همسایه باشیم
بیا ما نیز مثل روح باران به روی یک رزتنها بمانیم
بیا در باغ بی روح دلی سرد کمی رویای نیلوفر بکاریم
بیا دریک شب ارام و مهتابی
کمی هم صحبت یک یاس باشیم
اگرصد بار قلبی را شکستیم
بیا یک بار با احساس باشیم
بیا به احترام قصه شهر
به قدر شبنمی مجنون بمانیم
بیا گه گاه از روی محبت
کمی از درد لیلی را بخوانیم
بیا از جنگل سبز صداقت زمانی یک گل لادن بچینیم
کنار پنجره تنها و بیتاب طلوع ارزوهاراببینیم
بیا یک شب به این اندیشه باشیم چرااین ابی زیباکبودست
بیا یک شب برای قلب هامان زنورعاطفه قابی بسازیم
برای اسمان این دل پاک بیایک بارمهتابی بسازیم
بیا تا رنگ اقیانوس ابیست
برای موج ها دیوانه ابشیم
کنارهردلی یک شمع سرخست
بیابه حرمتش پروانه باشیم
بیابا دستی از جنس سپیده
زلال اشک ازچشمی بشوییم
بیاراز غم پر وانه ها را
به موج ابی دریا بگوییم
بیا لای افق های طلایی بدنبال دل ماهی بگردیم
بیا از قلبمان روزی بپرسیم که تاحالادراین دنیاچه کردیم
بیا یک شب به این اندیشه باشیم به فکر درد دل های شکسته
به فکر سیل بی پایان اشکی که روی چشم یک کودک نشسته
به فکر اینکه تا سحرگاه برای پو نه ها یک شب دعا کرد
بیا با یک نگاه اسمانی
ز درد یک ستاره کم نماییم
بیا با برگ های یک گل سرخ
به درد زنبقی مرهم گزاریم
بیا روزی فضای شهر مان را
پر از ارامش شبنم نماییم
اگر دل را طلب کردند از تو
مبادا که بگویی ما نداریم
بیا در خلوت افسانه هامان برای یک کبوتر دانه باشیم
اگرروزی پرستو بی پناه است برای بالهایش لانه باشیم
بیادرلحظه های بی قراری به یاد غصه مجنون بخوانیم
بیادل های عاشق رابگردیم که شاید ردی از قلبش بیابیم
بیادرساحل نمناک بودن برای لحظه ها یکرنگ باشیم
بیاتا مثل شب بوهای عاشق شبی هم با کمک دلتنگ باشیم
کنار دفتر نقاشی دل
گلی از نتظار سرخ رویید
و باران قطره های ابیش را
به روی جسم این احساس پاشید
اگر چه قصه دل ها دراز است بیا به ارزو عادت نماییم
بیا با اسمان پیمان ببیندیم که تا او هست ماهم با وفاییم
بیا در لحظه سرخ نیایش چو روح اشک پاک و ساده باشیم
بیا هر وقت باران باز بارید
برای گل شدن اماده باشیم

بارفتنت...
کنار آشـنـــایی تو آشـیانـه مـیـکـنـم
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال می کندبه خاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم

دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچهاي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه

رفتي و نديدي که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
وقتي که شکست بغض تنهايي من
وابستگي ام را به تو باور کردم

حسن جونم خيلي دوستت دارم دلم برات يك ذره شده ![]()

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس که غم و شادی پس پرده نهان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ی ایام دل آدمیان است

در دل تاریکی شب
با چراغی به سراغم نرسید
هیچ کس موقع پژمردن فصل
با گلی تازه به باغم نرسید
هیچ کس!
بازو به بازویم نداد ای روزگار
گل پریشان شد زمستان شد بهار
از جوانی نیست چیزی یادگار
هیچ کس!
این روزها همدردوهمرازم نشد
آگه از دردمن و دلسردی سازم نشد
هیچ کس!
هیچ کس در دل تاریکی شب
با چراغی به سراغم نرسید.

بگذار تا بگوييم
کاش می دانستی قلبم یک آرزو دارد و تنها آرزویش تویی
کاش می دانستی قلب فرهادم یک معشوق دارد و تنها شیرین آن تویی
و می دانستی قلبم تنها یک احساس دارد وآن احساس پاک تنها برای توست
کاش می دانستی که قلب عاشقم تنها یکی را دوست می داردوآن تویی
منی که مدتها به انتظار تو در جاده تنهایی ها نشسته بودم
منی که مدتها بود بود از خدای خویش آرزوی تو را داشتم
منی که لحظه ها و ثانیه ها به یاد تو و به انتظار تو می نشینم
چگونه بگویم دوستت دارم
ای دو چشم خیس من
چشمی که شب و روز برای او اشک ریختید
و تا سحرگاه به یاد او به آسمان عاشقی
به مهتاب وستارگان نگاه می انداختید
ای دو چشمی که مرا عاشق او کردید

کاش می دانستی...
زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن توست
ا گه آغاز حیات تا بجائیکه خدا می داند

زندگی فرصت بس کوتاهیست...تا بدانیم که مرگ... آخرین نقطه پرها نیست..
مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی
خاک... نفس سبزبهاری جاریست

مي دونم مياي...
میخوام سر بزارم به دامنت گریه کنم باز
میخوام از بد این حادثه ها شکوه کنم باز
ببین حدیث غربت عزیزم چه پرپرم کرد
شکسته قامت و افسرده و بی یاورم کرد
میخوام اشک بریزم عغده هام و خالی کنم
توی این غربت سرا به یاد تو
زنده باد اون خاطراتم عمریه که چشم به راتم
مگه من سنگ صبورم ای عزیز راه دورم
تو پناه آخرینی واسه من عزیزترینی
تو فرشته ی زمینی
ای همه بود و نبودم
لحظه ای بی تو نبودم
با تمامی وجودم
طی میشه فصل جدایی
میدونم یه روز میایی
سر رو شونه هات بزارم اشک دلتنگی ببارم
میخوام ...